*****  بادا که از این رهگذر بهتر شوی  ****

تاريخچه‌ي مردگان

...به چاپ رسيد

 
 

ويراست دوم

تنوع دين

با مقدمه‌ي چارلز تيلور

بانگ آبم من به گوش تشنگان

همچو باران مي‌رسم از آسمان

 

بر‌جه اي عاشق برآوراضطراب

...بانگ آب و تشنه و آنگاه خواب

 

 

ما عمدتاً زندگي پراكنده‌ي خود را در كار صَرفِ سه فعلِ خواستن،داشتن و انجام دادن به پايان مي‌رسانيم ،غافل از اينكه هيچ يك از اين افعال هيچ گونه اهميت اساسي‌اي ندارند،مگر تا آنجا كه فعل بنيادي بودن از آنها فراتر رود و آنها را در بر بگيرد؛

.و اين بودن گوهر حيات معنوي است

 

 

   

.پشت پنجره كه مي‌نشيني ، هم چيزهاي نو مي‌بيني ،هم از نو چيزهارا مي‌بيني

.هم دلت باز مي‌شود و هم خِرَدَت ژرف

...اينك يك پنجره